ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

4

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

جستجوى خير ، خوددارى و پرهيز كردن از شرّ است . محمد بن حبيب همچنين روايت مىكند كه ابن عباس كه خدايش رحمت كناد مى گفته است نخستين زبونى كه بر عرب رسيد ، مرگ حسن عليه السّلام بود . ابو الحسن مدائنى روايت مىكند كه چهار بار به حسن عليه السّلام شرنگ زهر نوشانده شد و خود فرموده است : مكرر مسموم شده‌ام ولى هيچ بار به چنين سختى نبوده است . حسين عليه السّلام به او گفت : به من بگو چه كسى بر تو نوشانيده است فرمود : بگويم كه او را بكشى گفت : آرى . فرمود : خبرت نمى دهم كه اگر همانى است كه خود گمان مى برم ، خداوند انتقامى سخت تر خواهد گرفت و اگر نه دوست نمى دارم بى گناهى براى من كشته شود . ابو الحسن مدائنى همچنين مى گويد : معاويه ابن عباس را در مكه ديد و به او گفت : شگفتا از مرگ حسن كه با نوشيدن جرعه‌اى از آب چاه رومه بيمار شد و در گذشت ابن عباس خاموش ماند . معاويه گفت : خدايت اندوهگين و بد حال مداراد . ابن عباس گفت : تا خداوند تو را زنده داشته باشد مرا بد حال نمى دارد معاويه فرمان داد صد هزار درهم به او پرداخت شود همچنين ابو الحسن مدائنى مى گويد : نخستين كسى كه خبر مرگ حسن عليه السّلام را در بصره داد ، عبد الله بن سلمه بود كه آن را به زياد بن ابيه گفت . حكم بن ابى العاص ثقفى آن خبر را اعلان كرد و مردم گريستند . در آن هنگام ابو بكره بيمار و بسترى بود و چون شيون مردم را شنيد پرسيد چه خبر است همسرش ميسه دختر سخام ثقفى گفت : حسن بن على مرده است و سپاس خداى را كه مردم را از او راحت ساخت . ابو بكره گفت : اى واى بر تو ، خاموش باش ، كه خداوند او را از شر بسيارى آسوده ساخت و مردم با مرگ او خير بسيارى را از دست دادند ، خداوند حسن را رحمت فرمايد . ابو الحسن مدائنى مى گويد : رحلت امام حسن به سال چهل و نهم بود و بيماريش